مقدمه ای بر آنچه که گذشت

خرید بک لینک
دل تنگم!دل تنگِ خیلی چیزهادل تنگ این همه دل تنگی هاچیزهایی که بر من گذشت و هرگز باز نخواهد گشت!دل تنگمدل تنگ نیمه شبهای دل تنگیدل تنگ این همه نبودن هادل تنگ این همه دل تنگی هادل تنگ عهدهایی که کسی آنها را نبستدل تنگ تمام چیزهایی که میشد باشد و نیست...و تمام هست هایی که نیست!حتی آنان که دلشان برایم تنگ نخواهد شد!!دل تنگ تر نیز خواهم شدمی رسد روزی که بگویم:دلم برای آن روزها ی دل تنگی تنگ شده! + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 16:12 توسط عابرمنتظر  |  مقدمه ای بر آنچه که گذشت...ادامه مطلب

ما را در سایت مقدمه ای بر آنچه که گذشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 18:55

مروزروز تولد توست عشقمو من تمام دلتنگی هایم را به جای تو در آغوش می کشمچقدر جایت میان بازوانم خالیستعشقم تولدت مبارک♥ ♣ ♥ ♣ ♥ ♣ ♥ثانيه هادقيقه هاساعت ها و روز هاعمرو عمرو عمر…مي داني؛“عمر” خوب يا بدش بخواهي و نخواهيزشت يا زيباماهيت” رفتن ” دارد!خوشحالم امروز كه يك سال به طول عمرت اضافه شده كسی كه عمق زندگي ام را زيادمي كندبهترين هديه من امسال همين حس خوب معنا داشتن در این فاصله دور ازت هست…چشمم را ميبندمذهنم را باز ميكنمو شمع ها را به نيت آرزوهاي قشنگت فوت ميكنمو اما روزگار این چنین رقم زد که جدا بیفتیم از هم + نوشته شده در یکشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۹ ساعت 8:20 توسط عابرمنتظر  |  مقدمه ای بر آنچه که گذشت...ادامه مطلب

ما را در سایت مقدمه ای بر آنچه که گذشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 18:55

سلام ای بهانه ای برای نوشتنیک سالی میشه که نیومدم و بنویسم اما خب باز هم تولدت باعث شد بیام واسه نوشتنبه امید سلامتی و پایندگی برای خودت و اعضای خونوادت و دور بودن کرونا از همه و برای تبریک تولدت اومدم چند خطی بنویسم برایتهمه اش تقدیم نگاه پر مهرتهوای توی گل فروشی ، خاروندن ردکش جوراب ، دیر میرسی سرکلاس و استاد هنوز نیومده ، خنکی اون طرف بالش ، اسم عطرتو بپرسن ، لیسیدن انگشتهای پفکی ، وقتی نوزادی انگشتتو محکم بگیره ، بوی تن نوزاد ، وقتی خوابی یکی پتو بندازه روت ، حرف زدن بچه با خودش وقتی داره تنهایی بازی میکنه ، آخرِ سفر بشینی همه عکسهایی رو که گرفتی نگاه کنی ، وقتی کسی بهت میگه صدای خندت رو دوست داره ، وقتی خندت میگیره و خندتو نگه میداری ، بچهها بازیشونو نگه دارن تا از کوچه رد بشی ، با پای برهنه روی شنهای خیس ساحل قدم میزنی ، بوی چمن خیس … همه اینا که با خوندنشون لبخند زدی، یه دنیا لذت دارن اما هیچکدوم به پای لذت داشتن تو نمیرسن…. تولدت مبارک کسی که تا ابد شیفته ی محبتتم!ساعتهاروزهاو ماههامنتظریتاباگفتن یک جمله کوچیک دلی را شاد کنیاما انقدر در گیر مشکلاتی کهیادت میرهیا مناسبت را فراموش میکنییا اصلا نمیدونستی چنین مناسبتی هست…..شایدازخودتدلخورشیدلگیرشیبرنجی…..امامننه دلخورمنه دلگیرمچون هنوز دیر نیستو من همین الان تصمیم گرفتم ،بگم….بزرگوارتولدت مبارک عشق قشنگم*******میدانی پری جانم من ؟؟تو را می خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سالگیهفتاد سالگیتــــو را می خواهمبرای خانه ای که تنهاییمتو را می خواهم برای چای عصرانهتلفن هایی که می زنندو جواب نمی دهیمتورا می خواهم برای بودن در جمعمانتــــو را می خواهم برای تنهاییتو را می خواهم وقتی باران استبرای پنجره ی بستهو وقتی سرما بیداد می مقدمه ای بر آنچه که گذشت...ادامه مطلب

ما را در سایت مقدمه ای بر آنچه که گذشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 18:55

سلام به تو پری جان

اومدم یه چیزیو اینجا بگم که جاش اینجا بود

چون نتونستم جور دیگه بگم

مقدمه ای بر آنچه که گذشت...

ما را در سایت مقدمه ای بر آنچه که گذشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 5:30

سلام پری جان

سلام به روی ماهت

از امروز به بعد دیگر هیچ گله و شکایتی نمیکنم ازت

دوس ندارم ذره ای تورو برنجانم و ناراحت کنم

پس با آرزوی سلامتی واست از امروز فقط برایت مینویسم و نامه هایم را تایپ میکنم برایت

از امروز به بعد آتش زیر خاکستری که چند سال باد خورد را روشن میکنم و با حرارتش دل دنیا رو گرم میکنم

آتشی که سرد بودنش رمق از زندگی برده بود و اکنون دوباره جان میگیرد به عشق

پس مینویسم به حرمت عشق و شروعی دوباره

مقدمه ای بر آنچه که گذشت...

ما را در سایت مقدمه ای بر آنچه که گذشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 5:30

صفحه بندی