یچیزایی هیچوقت از بین نمیره

خرید بک لینک

من از تردید میگویم،تو از انکار میخوانی


در این سردرگمی از رفتنت انگار میخوانی


اگر راضی به رفتن گشته ای این اشک ها پس چیست؟


وداع آخرینت را چرا غمبار میخوانی


فقط زل میزنی بر من که دیگر آخرین روزست


نه از دلبستگی هامان نه از دیدار میخوانی


دلم را سخت لرزاندی ولی پس لرزه ها باقیست


من از دل گفته ام اما تو از آوار میخوانی


زبانم لکنتی دیرینه دارد در بیان عشق


تو این شرم و حیایم را چه بی مقدار میخوانی


نگاهم میکنی شاید بگویم عاشقت هستم


ولی دیرست دیگر از سفر اینبار((میخوانم))

مقدمه ای بر آنچه که گذشت...

ما را در سایت مقدمه ای بر آنچه که گذشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 15:59

صفحه بندی